ابراهيم عاملي ( موثق )

4

تفسير عاملي ( فارسي )

اگر اسلام من فايده ندارد فرار كنم و گر نه بمانم ؟ عمّار گفت : تو مسلمان هستى و بمان ، چون صبح شد خالد بجايگاه قبيله حمله نمود و كسى را جز آن مرد نيافت اموالش را گرفت و خودش را اسير كرد ، عمّار بخالد گفت : اين مرد را من امان داده‌ام و مسلمان است خالد گفت : تو چكاره اى كه كسى را امان بدهى ، او خشمناك شد و يكديگر را دشنام دادند و شكايت بپيغمبر ( ص ) بردند ، پيغمبر امان عمّار را اجازه فرمود ، و او را نهى كرد كه دگر بار بىاجازه ى امير خود كسى را امان دهد و دگر بار در حضور پيغمبر ( ص ) يكديگر را دشنام دادند . و خالد عرض كرد : شما به اين مرد ناچيز زر خريده و غلام اجازه ميدهى كه به من دشنام دهد ، پيغمبر ( ص ) فرمود : اى خالد بعمّار بد مگو كه هر كس بعمّار دشنام دهد و او را لعن كند و دشمن او باشد ، خداوند دشنام ميدهد آنكس و دشمن ميدارد او را و لعنش مىكند ، عمّار غضبناك از جاى برخاست و رفت ، خالد از پى او روان شد و جامه - اش گرفت و پوزش خواست ، او هم از خالد راضى شد و اين آيه نازل شد : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّه وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ تا آخر » . ترجمه : 59 اى مردميكه اسلام پذيرفته‌ايد و مؤمن هستيد ، فرمان بريد از خدا و پيغمبر ( ص ) و اختياردارانى كه از خود شما هستند ، و چون در كارى ميان شما اختلاف شد ، اگر بدرستى مؤمن هستيد براى گشايش آن بدستور خدا و پيغمبر رفتار كنيد كه بهترين راه زندگى است و عاقبت و نتيجه ى آن سودمندتر است بشما . سخن مفسّرين : « إِنَّ اللَّه يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الأَماناتِ تا آخر » 58 طبرى : در مقصود از اين آيه اختلاف است : بعضى گفته‌اند : روى سخن بحكومتها است ، چون علىّ عليه السّلام فرمود : بر عهده ى امام و فرمانده است كه حكم كند ميان مردم به آنچه خدا فرو فرستاده است ، و امانت مردم را بخودشان برساند ، و چون به اين وظيفه ى خود رفتار كند مردم موظَّف هستند كه گفتارش را بشنوند و فرمانش را تن دهند ، و چون براى كارى دعوت كند بپذيرند ، و بعضى گفته‌اند : دستور بپيغمبر ( ص ) است براى برگرداندن كليد كعبه بعثمان بن طلحه . مجمع : از امام باقر و صادق عليه السّلام و جماعتى از مفسّرين اوّل مثل ابىّ بن كعب